على محمدى خراسانى
8
شرح كفاية الأصول (فارسى)
جواب : عامل پيوند اين پراكندهها ، اشتراك آنها در غرض اصلى علم است . بيان مطلب : بىترديد هر علمى براى هدفى تدوين مىشود و مؤسسين آن غرضى را دنبال مىكند ، فى المثل علم نحو به منظور صيانت زبان از اشتباه در گفتار تدوين شده ، علم منطق به منظور مصون نگهداشتن فكر از اشتباه در انديشه بوجود آمده و . . . آنگاه هر مسألهاى كه در تأمين اين مهم سهيم و نقشآفرين باشد ، از مسائل آن علم محسوب مىشود . ( نكته : مسائل علم را مباحث و مطالب و نتايج نيز مىگويند و هركدام به لحاظى است و به فرمودهء قطب الدين رازى : فهى من حيث يقع البحث فيها يسمّى مباحث و من حيث يسأل عنها مسائل و من حيث يطلب حصولها مطالب و من حيث يستخرج من البراهين نتايج فالمسمى واحد و ان اختلف العبارات بحسب اختلاف الاعتبارات . ) « 1 » قوله : و لذا قد يتداخل : بر همين اساس كه قدر جامع پراكندهها اشتراك آنها در غرض واحد شد ، نتيجه مىگيريم كه پارهاى از علوم و دانشها در برخى از مسائل با يكديگر تداخل مىكنند . يعنى مسألهاى ، هم از مسائل اين علم است و هم از مطالب علم ديگر ، و سرّ مطلب آنست كه هركدام از دو علم براى هدفى تدوين شده است و اين مسئله غرض از هر دو علم را تأمين مىكند و لذا از مسائل هر دو علم به شمار مىآيد . چون غرض اين علم را كه همان اقتدار بر استنباط حكم شرعى از ادله باشد ، تأمين مىكند و هم از مسائل علم لغت است زيرا غرض آن علم را كه همان تحصيل معناى لغوى الفاظ باشد ، تأمين مىكند . و شايد در عالم علمى نداشته باشيم كه صددرصد مسائل آن از مسائل علوم ديگر جدا باشد ، و حتى در يك مسئله هم تداخل نداشته باشند . قوله : لا يقال : مقدمه : هنگامى كه ما غرض از يك علم را با غرض از علم ديگر مقايسه مىكنيم از چند حال خارج نيست و غرضها با يكديگر يكى از اين نسبتها را دارند : 1 - يا ميان اغراض نسبت تباين كلى حاكم است و هيچ تصادقى ندارند . مثل علم نحو و منطق كه غرض از نحو صون اللسان است ، و غرض از منطق صيانة الفكر از خطا
--> ( 1 ) - شرح المطالع ، ص 19 .